صحرا موسوی هستم فارغ تحصیل رشته سینما و ساکن لندن . ا

23.1.12

تاثیر گذر‌ترین اثر هنری مدرن دنیا، یک لگن توالت مردانه !

آیا تاکنون پیش امده است که ازیک نمایشگاه اثار تجسمی مانند نقاشی‌ و مجسم سازی  دیدن کنید و در انجا شاهد اشیاء معمولی‌ باشید که هر روز بی‌ تفاوت از کنارش میگذ شتید و هرگز فکر نمی کردید که این اشیاء میتواند یک اثر هنری باشد . مثلا تخته سنگی ، تکه چوبی ، یک چوکی  و یا هرشئ  دیگری که پذیرفتنش  به عنوان یک اثر هنری باعث شگفتی تان شود .
مارسل دوشان شاید اولین  کسی‌ بود که ابتکار اوردن اشیاء پیش پا افتاده  به نمایشگاه را مطرح نمود که هر  شئ بدون دخل و تصرف به عنوان یک اثر هنری می تواند پذیرفته شود .او در   1917 یک لگن توالت را امضاء کرد بر او نام" فواره" را نهاد وبه میوزیم هنرهای فیلادلفیا امریکا برد تا به عنوان یک شئ با ارزش هنری در معرض دید عموم قرار دهد .اما میوزیم از پذیرفتن ان امتناء ورزید و دوشان دلیل اورد که من یک هنرمندم (که به حق هم هنرمند بود ) و تشخیص داده ام که این یک شئ هنری است و باید به نمایش گذاشته شود اوهمچنان دلایل دیگری داشت که دلایل خود رااینگونه بر شمرد: 
اول ، جابجائی اشیاء از مفهومی به مفوم دیگر که این جابجائی ممکن است از متن زندگی به متن هنر باشد یا از مکان همیشگی خود منتقل شود به یک مکان هنری . مثلا یک قالینچه کهنه مادر بزرگ  منتقل شود به یک میوزیم آثار باستانی و یا تفنگچه قدیمی که در انباری خاک می خورد به دیوار مهمان خانه اویخنه شود به عنوان یک َشئ تزئینی  .
دلیل دوم این است که این تفکر و اندیشه و ذهن هنرمند است که به اشیاء ارزش میدهد اما باید همیشه از اشیاء خنثی استفاده کرد.  شرط آخر اینکه نامی که بر اثر گذاشته می شود بسیار مهم است که نام اولیه شئ را محو کند . با این تو ضیحات او توانست مسئولین نمایشگاه راراضی کند وسرانجام لگن توالت مارسل دوشان در گوشه خلوتی از نمایشگاه جای گرقت و باعث شوک همگان شد اما کمی پس از نمایش ان و بر اساس یک نظر سنجی هنری لگن  توالت  دوشان تاثیر گذارترین اثر هنری مدرن دنیا نام گرفت. در مقام دوم این نظر سنجی تابلویئ از پابلو پیکاسو متعلق به سال 1907 به نام دوشیزگان آدینیون بود و مقام سوم هم متعلق بود به تابلوی از مریلین مونرو اثر اندی وارهول ، مرلین مونرو سرشناس ترین چهره زن سینمای دهه 50 و 60 میلادی که به عنوان معروف ترین سمبل جاذبه جنسی در هالیوود شهرت داشت.
اما  چرا این لگن توالت تاثیر گذارترین اثر هنری مدرن دنیا نام گرفته و مارسل دوشان که هنرمندی سرشناس بود با این ابداع چه هدفی را دنبال میکرد؟
 مارسل دوشان هنرمند فرانسوی –امریکائی بود و از بنیانگذاران هنر مفهومی است .هنر مفهومی هنری است فکری و عقیدتی که تلاش دارد تا هنرمند نظریات خود را در قالب هنر بی پرده ابراز کند .او بر این عقیده بود که ایده هنرمند در حیقت خود هنر است و این ایده است که  ارجعیت دارد به محصول یا فر اورده هنرمند .  اندیشه های هنرمند مهم است نه اشیاء هنری وانچه که هنرمند می خواهد بیان کند. دوشان اضافه میکند که: من  بیشتر به عقاید علاقه دارم و می خواهم که حتی نقاشی هم بیشتر در خدمت فکر باشد .
امروزه دیدگاه های متفاوتی در تعریف هنر و یک اثر هنری وجود دارد تا جائی که خود هنرمندان سرشناس هم برای تعریف بسیاری از اثار هنری توافق نظر ندارند اما این  دیدگاهای متفاوت درتعریف هنر بر میگردد به پنج  قرن قبل از میلاد  یعنی 2500 سال پیش در یونان باستان،  که ارسطو و افلاطون هر کدام نظرهای جداگانه و متضاد هم داشتند ارسطو می گفت که هنرمند اگاهانه مواد و مصالح را در خدمت تولید اثر هنری به شکلی که در ذهن دارد به کار میگیرد ولی افلاطون بیان میداشت که  اگر هنرمند به جای تقلید از طبیعت در معرض الهام از ان در حالتی كاملاً ناآگاهانه قرار گيرد، ‌میتواند متجر به خلق اثری مانند نقاشی، مجسمه‌ يا شعر و موسيقی شود .پس‌ به‌ ‌ دو ديدگاه‌ متضاد  درباره‌ء خلاقيت‌ هنری در يونان‌ باستان‌ می رسیم  كه‌ يكی ادعای آگاهی و هوشياری و ديگری ادعای ناآگاهی و بیخودی هنرمند را دارد .
پس  از همان یونان باستان تا امروزه افراد مختلف، دیدگاه‌های متفاوتی به هنر داشته اند  و برداشت‌های آنها از مفهوم هنر و معیارهایی که برای آثار هنری در نظر می‌گیرند، متفاوت بوده است و ایجاد و پیدایش سبکهای متفاوت و متنوع از هما ن زمان تا کنون دلیل بران است  همچنان  امروزه، عناصر جدیدی از دنیای مدرن به درون تعاریف هنری وارد شده است که نقش و هویت هنر را در دنیای معاصر دگرگون و پیچیده ساخته است. در سال 1917  دوشان توانست یک شئ اماده را از کارکرد معمول و قابل استفاده اش خارج کرده و  با قرار دادن ان  در یک موزه معتبر و امضای خود به ان شئ معمول ، تشخص هنری بدهد  . او با این کارش نه تنها باعث شگفتی و تحسین همگان شد بلکه اغازگر تحولی جدید در دنیای هنرهای تجسمی وجنبشهای هنری مانند مینی مالیسم، کانسپچوالیسم و اثار هنری پست مدرن داشت .
 اما تمام هنرمندان چون دوشان خوش شانس نبودند که هنرشان با تصورات عامه به راحتی پذیرفته شود  بلکه باید منتظر می ماندند تا هنرمندان سرشناس یا کارشناسان هنر انها را تعیید کنند و برای عامه مردم توضیح و تشریح دهند که هنرمند در پشت این اثر چه مفهومی را نهفته دارد .مثلا ارتور دانتو که یک هنرمند سرشناس بود دلیل خود را بر هنرمند بودن لگن دوشان اینگونه بیان میکند که این اثر خوصیاتی دارد که یک لگن توالت معمولی ندارد از قبیل : جسارت ، گستاخی ، شوخ طبعی...و لگن دوشان با این ویژگی هاست که مستحق نام هنر است. 
و اختتام سخن با گفته ای از دوبوفه، نقّاش فرانسوی، که میگوید : گوهر هنر، تازگی یا بدیع بودن است. بنا بر این، نگرش‌های مربوط به هنر، باید تازه و بدیع باشند. تحوّل دائم، تنها رهیافت شایسته هنر است .

برای آشنائی بیشتربا آثار و اندیشه های مارسل  دوشان به کتاب " پنجره ای گشوده بر چیزی دیگر "  و همچنان  "گفتگوی پی یر کابان" با مارسل دوشان؛ ترجمه لیلی گلستان از انتشارات فرزان؛ تهران میتوانید رجوع کنید .

آیا تاکنون پیش امده است که ازیک نمایشگاه اثار تجسمی مانند نقاشی‌ و مجسم سازی  دیدن کنید و در انجا شاهد اشیاء معمولی‌ باشید که هر روز بی‌ تفاوت از کنارش میگذ شتید و هرگز فکر نمی کردید که این اشیاء میتواند یک اثر هنری باشد . مثلا تخته سنگی ، تکه چوبی ، یک چوکی  و یا هرشئ  دیگری که پذیرفتنش  به عنوان یک اثر هنری باعث شگفتی تان شود .
مارسل دوشان شاید اولین  کسی‌ بود که ابتکار اوردن اشیاء پیش پا افتاده  به نمایشگاه را مطرح نمود که هر  شئ بدون دخل و تصرف به عنوان یک اثر هنری می تواند پذیرفته شود .او در   1917 یک لگن توالت را امضاء کرد بر او نام" فواره" را نهاد وبه میوزیم هنرهای فیلادلفیا امریکا برد تا به عنوان یک شئ با ارزش هنری در معرض دید عموم قرار دهد .اما میوزیم از پذیرفتن ان امتناء ورزید و دوشان دلیل اورد که من یک هنرمندم (که به حق هم هنرمند بود ) و تشخیص داده ام که این یک شئ هنری است و باید به نمایش گذاشته شود اوهمچنان دلایل دیگری داشت که دلایل خود رااینگونه بر شمرد: 
اول ، جابجائی اشیاء از مفهومی به مفوم دیگر که این جابجائی ممکن است از متن زندگی به متن هنر باشد یا از مکان همیشگی خود منتقل شود به یک مکان هنری . مثلا یک قالینچه کهنه مادر بزرگ  منتقل شود به یک میوزیم آثار باستانی و یا تفنگچه قدیمی که در انباری خاک می خورد به دیوار مهمان خانه اویخنه شود به عنوان یک َشئ تزئینی  .
دلیل دوم این است که این تفکر و اندیشه و ذهن هنرمند است که به اشیاء ارزش میدهد اما باید همیشه از اشیاء خنثی استفاده کرد.  شرط آخر اینکه نامی که بر اثر گذاشته می شود بسیار مهم است که نام اولیه شئ را محو کند . با این تو ضیحات او توانست مسئولین نمایشگاه راراضی کند وسرانجام لگن توالت مارسل دوشان در گوشه خلوتی از نمایشگاه جای گرقت و باعث شوک همگان شد اما کمی پس از نمایش ان و بر اساس یک نظر سنجی هنری لگن  توالت  دوشان تاثیر گذارترین اثر هنری مدرن دنیا نام گرفت. در مقام دوم این نظر سنجی تابلویئ از پابلو پیکاسو متعلق به سال 1907 به نام دوشیزگان آدینیون بود و مقام سوم هم متعلق بود به تابلوی از مریلین مونرو اثر اندی وارهول ، مرلین مونرو سرشناس ترین چهره زن سینمای دهه 50 و 60 میلادی که به عنوان معروف ترین سمبل جاذبه جنسی در هالیوود شهرت داشت.
اما  چرا این لگن توالت تاثیر گذارترین اثر هنری مدرن دنیا نام گرفته و مارسل دوشان که هنرمندی سرشناس بود با این ابداع چه هدفی را دنبال میکرد؟
 مارسل دوشان هنرمند فرانسوی –امریکائی بود و از بنیانگذاران هنر مفهومی است .هنر مفهومی هنری است فکری و عقیدتی که تلاش دارد تا هنرمند نظریات خود را در قالب هنر بی پرده ابراز کند .او بر این عقیده بود که ایده هنرمند در حیقت خود هنر است و این ایده است که  ارجعیت دارد به محصول یا فر اورده هنرمند .  اندیشه های هنرمند مهم است نه اشیاء هنری وانچه که هنرمند می خواهد بیان کند. دوشان اضافه میکند که: من  بیشتر به عقاید علاقه دارم و می خواهم که حتی نقاشی هم بیشتر در خدمت فکر باشد .
امروزه دیدگاه های متفاوتی در تعریف هنر و یک اثر هنری وجود دارد تا جائی که خود هنرمندان سرشناس هم برای تعریف بسیاری از اثار هنری توافق نظر ندارند اما این  دیدگاهای متفاوت درتعریف هنر بر میگردد به پنج  قرن قبل از میلاد  یعنی 2500 سال پیش در یونان باستان،  که ارسطو و افلاطون هر کدام نظرهای جداگانه و متضاد هم داشتند ارسطو می گفت که هنرمند اگاهانه مواد و مصالح را در خدمت تولید اثر هنری به شکلی که در ذهن دارد به کار میگیرد ولی افلاطون بیان میداشت که  اگر هنرمند به جای تقلید از طبیعت در معرض الهام از ان در حالتی كاملاً ناآگاهانه قرار گيرد، ‌میتواند متجر به خلق اثری مانند نقاشی، مجسمه‌ يا شعر و موسيقی شود .پس‌ به‌ ‌ دو ديدگاه‌ متضاد  درباره‌ء خلاقيت‌ هنری در يونان‌ باستان‌ می رسیم  كه‌ يكی ادعای آگاهی و هوشياری و ديگری ادعای ناآگاهی و بیخودی هنرمند را دارد .
پس  از همان یونان باستان تا امروزه افراد مختلف، دیدگاه‌های متفاوتی به هنر داشته اند  و برداشت‌های آنها از مفهوم هنر و معیارهایی که برای آثار هنری در نظر می‌گیرند، متفاوت بوده است و ایجاد و پیدایش سبکهای متفاوت و متنوع از هما ن زمان تا کنون دلیل بران است  همچنان  امروزه، عناصر جدیدی از دنیای مدرن به درون تعاریف هنری وارد شده است که نقش و هویت هنر را در دنیای معاصر دگرگون و پیچیده ساخته است. در سال 1917  دوشان توانست یک شئ اماده را از کارکرد معمول و قابل استفاده اش خارج کرده و  با قرار دادن ان  در یک موزه معتبر و امضای خود به ان شئ معمول ، تشخص هنری بدهد  . او با این کارش نه تنها باعث شگفتی و تحسین همگان شد بلکه اغازگر تحولی جدید در دنیای هنرهای تجسمی وجنبشهای هنری مانند مینی مالیسم، کانسپچوالیسم و اثار هنری پست مدرن داشت .
 اما تمام هنرمندان چون دوشان خوش شانس نبودند که هنرشان با تصورات عامه به راحتی پذیرفته شود  بلکه باید منتظر می ماندند تا هنرمندان سرشناس یا کارشناسان هنر انها را تعیید کنند و برای عامه مردم توضیح و تشریح دهند که هنرمند در پشت این اثر چه مفهومی را نهفته دارد .مثلا ارتور دانتو که یک هنرمند سرشناس بود دلیل خود را بر هنرمند بودن لگن دوشان اینگونه بیان میکند که این اثر خوصیاتی دارد که یک لگن توالت معمولی ندارد از قبیل : جسارت ، گستاخی ، شوخ طبعی...و لگن دوشان با این ویژگی هاست که مستحق نام هنر است. 
و اختتام سخن با گفته ای از دوبوفه، نقّاش فرانسوی، که میگوید : گوهر هنر، تازگی یا بدیع بودن است. بنا بر این، نگرش‌های مربوط به هنر، باید تازه و بدیع باشند. تحوّل دائم، تنها رهیافت شایسته هنر است .

برای آشنائی بیشتربا آثار و اندیشه های مارسل  دوشان به کتاب " پنجره ای گشوده بر چیزی دیگر "  و همچنان  "گفتگوی پی یر کابان" با مارسل دوشان؛ ترجمه لیلی گلستان از انتشارات فرزان؛ تهران میتوانید رجوع کنید .

منابع :
http://www.moareknejad.com./mysit/New%20folder/Article.html_1
http://www.moareknejad.com./mysit/New%20folder/Article.html_2
http://secretgarden.blogsky.com/1388/03/14/post-509_3
Kotz, M. L. 1990. Rauschenberg, art and life. New York, H.N. Abrams.
Crow, Thomas. 1996. The Rise of the Sixties. London: Calmann and King Ltd.

! شوهرم از یک فامیل آبرومند است

 در اروپا به بسیاری از زنان افغاستانی برخوردم که نه کالج میروند نه زبان یاد میگیرند نه تحصیل نمی کنند کار هم که  بماند . حتی ادرس و تلفن دکتر خود و طفلایشان را هم نمی دانند .همین هفته پیش مترجم یکی از این خانمها بودم شماره تلفن خود را نمیدانست زنگ زد به شوهرش (شماره او را میدانست )و شمار ه اش را از او گرفت و به داکترش داد .فقط در خانه هستند آشپزی می کنند ,تلویزیون سیل میکنند ,هر سال طفل می یارند, به امور خانه می رسندو منتظر می میمانند شبها که شوهرانشان به خانه برگشتند با  ماشین او, انهم اگر اقای شوهر خواست از خانه بر ایند . وقتی به انها می گی حداقل کالج برو میگن :شوهرم از یک فامیل کلان ابرومند است اونا بد می دانند که زن از خانه بسیار براید .بعد هم نگاهی به تو می اندازد که یعنی( ما مثل تو نیستیم )امروزها درگیر ساخت یک مستند در مورد زن افغان و زندگی اش در اروپا هستم اما کدام زن افغان همه انها شوهرانی دارند با فامیل بسیار آبرومند که اشتراک در این گونه مسائل را  بد می دانند .
خدایا اگر شوهر دادی از فامیل کلان ابرومند نته!!!
بهتر است گاهی یک سوزن به خود و یک جوال دوز به دیگری بزنیم وقتی این زنها در هیچ جا حضور ندارند چطور میشه در مورد انها حرف زد, نوشت ,فیلم ساخت .این یعنی من(زن) حضور ندارم نیستم پس تو بیا (شوهرم )حقم را بخور نوش جانت من  در خانه میشینم و هر کاری که بخوای میکنم .
یکی از همان خانمهای محترم یک بار به من گفت : مرد افغانی غیرت داره نمیمانه زنش کار کنه به همین خاطر زنهای اروپائی خیلی دوست دارند که خدا شوهر افغان نصیبشان کنه که اونها هم مثل ما راحت ده خانه بنشینند ! به نظرم  با توصیف این خانم این جنگهای افغانستان شاید برای تصاحب یک مرد از مدل افغانستانی اش باشد که ما نمیدانستیم! پس با این ...حساب مردهای افغان در حال خلاص شدن است ! بشتابید

افغانستان بستری مناسب برای بازگشت به سینمای اکسپرسیونیسم

در طول تاریخ سینما، گرایشهایی فکری و وقایع اجتمایی که همگی حاصل وجود انسان هستند و انسان نیز که حاصل شرایط اجتمایی است در سینما تاثیر گذاری مستقیم داشته است و ابعاد مختلف ترسهای درونی انسان به شکلهای مختلف بر پرده سینما جان گرفته  .
نهضت  اکسپرسیونیسم سالهاست که تمام  شده است ولی بیانی را که بوجود آورد در سینما و تصویرگری ماندگار شد. عامل و انگیزه پیش راندن سینمای اکسپرسیونیسم وحشت انسان از پدیده های مختلفی است که در زندگی برای  او رخ میدهد و ترسهایی چون گرسنگی ، مرگ ، فقر ، ترس از برخورد به ناملایمات و جنگ بوده است 

همه این احساسات بودند که خمیر مایه سینمای وحشت را از ابتدا تا کنون ساختند و در شکلهایی موجودات عجیب و انسانهایی
که تحت تاثیر شرایط مختلف تغییر میکنند بر پرده سینما آمدند . نمونه  بارز ان سینمای خسته پس از جنگ جهانی اول و دوم بود
زمانی که همه ان ترسها و احساسات پس از جنگ به صورت دراکولا در آمد و به شکل خون آشام پدیدار گشت  که نمایانگر روح اصلی جامعه و درون تیره انسان خسته پس از جنگ را بیان میکرد .
در سینمای آینده افغانستان اضطراب های حاصل از جنگ چگونه ترسیم خواهد شد ؟به جایی دراکولا و خون آشام ما شاهد چه نشانه های ازسالهایی جنگ خواهیم بود ؟  دراکولا و خون آشام در سرزمین ما جایی خود را به چه چیز دیگری  خواهد بخشید ؟
تصویر انسان در سینما نظر به این که فیلم سازها از چه منظر فکری و از کدام بستر اجتمایی گفتمان فیلم خود را بازتاب داده اند بسیار متفاوت از هم دیگر عمل کرده است و میکند اما با این شباهت که در همه تاریخ سینما ما شاهد این بوده ایم که تصویری مطلق از انسان وجود ندارد و جامعه همه درد نیست. 

کاش به جایی تحصیل در دانشگاه ایران قالین بافی یاد میگرفتم


کاش به جایی تحصیل در دانشگاه ایران قالین بافی یاد میگرفتم ، ان روزها با ان شرایط سخت مهاجرت کلی هزینه دانشگاه را پرداخت میکردم و در جایی درس می خواندم که بعضی استادانش اول باید خود را اصلاح میکردن، معمولا در کشورهایی فقیر و بیچاره روال بر همین است ، کسی که فوق لیسانس یا دکترا میگیرد باید حتما در رفتارش نشان بدهد که سطح ان آدم از سطح جامعه و افراد جامعه بالا است و استادان ما هم ازبالاها بودند . اکنون دریکی از بهترین دانشگاهای دنیا - دانشگاه هنر لندن - درس می خوانم جایی که بهترین مستند سازهای شبکه های معروف و محققان کار کشته که مولف اثاری بزرگ هستند تدریس دارند انها وقتی شاگردان را میبینند با لبخند پیش می ایند مودبانه احوالپرسی میکنند و چوکی می اورند و از سوال پیچ شدن هرگز مانده نمیشوند بیشتر از این که استاد علم باشند استاد انسانیت و اخلاق هستند .حالا با اعتماد میگویم به جای رفتن به یک دانشگاه بی سویه بهتر است آدم زبان و کامپیوتر بخواند .

26.12.11

بعد از مدتی سکوت تلفن زدم  گوشی را برداشت صدایش دور، کمی شکسته تر، اما با همان گرمی همیشگی  همراه با رگه هایی ازغم  . گفتم :مرا به خاطر تصمیمات غلطی که گرفتم سرزنش نکن میدانم که اشتباه کردم اما الان به حمایتت احتیاج دارم .
محکم و مهربان گفت :پشت این گپها نگرد، زودتر درسهایت را خلاص کن یا بیا ایران یا برو امریکا پیش خواهرت .انجا تنها دق میاری
به خود گفتم :خبر ندارد که قرار است باز هم سرپیچی کنم وبه جای اینجا و انجا افغانستان خواهم بود و نگرانی های او برای من پایانی ندارد ، لعنت به من !
_هرگز نتوانستم باب میلش باشم سعی هم نکردم، و همچنان نتوانستم مثل او قوی توانا و مدبرباشم حتی مثل او نجیب و باوقار هم نبودم .بغلش که میکنم میپرسم چرا کمی از هوش و زکاوتت را ارثیه به من نبخشیدی ؟! میخندد و میگوید همانقدر که داری تو را بس . توکلت به خدا باشد ، اما من توکلم به او است ...